تبليغاتX
حرفهای تنهاییم

دیگه کم کم دارم از دست میرم.........

خیلی دلم برات تنگ شده!!!!

راستی اصلاً میدونی دلم تنگ شده یعنی چی؟همش دارم با خودم مبارزه میکنم تا بهت زنگ نزنم..

الآن توی ذهنم من هم انقلاب شده دوروست مثل ۱۵ خرداد,توی ذهنم درگیری بوجود امده دارن لاستیک آتیش می زنن

چچچچچچچچچچچچی کککککککککککاررررررررررررررر کککککککککنم؟

اازبین عدد ۱ یا ۲ یکی رو انتخاب کن..................مریم خانم باشما هستم.............

اگه زنگ زدم نگی چرا و از این جور چیزا.البته دلت رو خوش نکن,زیاد هم خوشحال نشو ,من زنگ بزن نیستم!

بله,زنگ نمیزنم!اصلاً هم اسرار نکن.گفتم اسرار نکن عزیزم,نه مریم خانم خواهش میکنم خواهش نکن,من زنگ بزن نیستم.

این کارا یعنی چی؟یک بار گفتم نه!

من نمی دونم برای چی داری این همه اسرار میکنی؟؟؟؟؟؟

باشه یک کم صبر کن تا من فکرام رو بکنم,شما هم بین ۱ یا۲ یک رو انتخاب بکن تا بعد ببینم که چی میشه.ولی زود تر بگم اگر که نشد ناراحت نشی یا!

ما گفتیم.

+ نوشته شده در 5:4 توسط رضا |


از وقتی که  مریم گفت میره و رفت خیلی تنها شدم.

با رفتن اون همه رفتن دوستانم ,خانواده خلاصه همه حتی خودم هم رفت و من  حسابی تنها شدم.

یه دوست صمیمی داشتم (نمیدونم که الآن هم دارم یا نه)علی,اون هم که خیلی ادعا داشت توی دوستیش رفته و توی روزمرگی زندگی داره دست و پا می زنه,چندبارهم رفتم سراغش تا دستش رو بگیرم ولی دیدم که وضعیتش حسابی رضایت داره .

من هم  برای اینکه بتونم کمی از تنهاییم رو پُر کنم دارم یک کانتر می گیرم و همکارآژانس سراغ(اسم آژانس علی)می شم.اینطوری به یک شکله دیگه دوباره میتونم به علی نزدیک بشم.مریم که دیگه حاظر نیست حتی جسدمن رو هم ببینه(برای اینکه کفاره نده,آخه مریم خیلی خسیسه).

میتونم از این طریق به یکی از عزیزای زندگیم نزدیک بشم.

وقتی که همه ی کارهاش رو انجام دادم خبرتون می کنم

 

+ نوشته شده در 3:35 توسط رضا |


امروز باز هم اتفاق هایی افتاد که باعث شد من یه باره دیگه برم ......

بگذریم,روزه ۴شنبه آخرای شب بود که دیگه نتونستم برای دلم دلیلی بیارم که به مریم زنگ نزن.

من هم مثل اون آقاه که جام زهر رو نوشید,این ریسک رو کردم و به مریم زنگ زدم(البته این به این معنا نیست که مریم نقش جام زهر رو داره نه,این دله منه که توی زندگیم نقش جام زهر رو داره)تا گوشی رو برداشت توی صداش غرق شدم و وقتی به خودم امدم که گوشی رو گذاشته بود.به خاطر سوتی هایی که دادم مریم فهمید که من هستم(البته اول فکرکردکه علی بهش زنگ زده باز هم یاده من نبود)وقتی به علی زنگ زد تازه فهمید اون تماس از سمت من بوده.

خلاصه بعدض یک SMSما با هم صحبت کردیم.وقتی صحبت کردیم فهمیدم که این وبلاگ رو هر روز که آپ می شه می خونه.من باز هم با شنیدنه صداش رفتم توی کما,و یه سری اتفاق های دیگه ای هم افتاد که هم اندازهء این هایی که نوشتم اهمیت داره ولی.......

دلم می سوزد از باغی که می سوزد      نه دیداری,نه بیداری نه دستی بر سریاری

همی آشفته می دارد چنین آشفته بازاری     

تمام عمر هستی رو شکستی            به دل بارپشیمانی ببستی

جوانی را سفر کردیم تا مرگ               نفهمیدیم به دنبال چه هستیم

عجب آشفته بازاریست دنیا             عجب بیهوده تکراریست دنیا

چه رنجی از محبت ها کشیدیم         برهنه تا به تیغستان دویدیم

نگاه آشنا وز این همه چشم            ندیدیم و ندیدیم و ندیدیم

سبک بالان ساحل ها         به روشن خستگان باریست دنیا

مرا در موج حسرت ها رها کرد         عجب یار وفاداریست دنیا

ملال آنچه باید باشدو نیست           عجب فرسوده دیواریست دنیا

عجب خواب پریشانیست دنیا          عجب دریای طوفانیست دنیا

عجب آشفته بازاریست دنیا           عجب بیهوده تکراریست دنیا

                                                                              (قبول داری  مریم

+ نوشته شده در 12:15 توسط رضا |



هنوز نیومدی؟

+ نوشته شده در 16:29 توسط رضا |


يه  روزي اسم اين رو گذاشته بودم مريم.الآن بايد اسمش رو چي بزارم.بزارم سزاوار؟

جلوت در نظربود نمي دانستم                   ياد تو در نظرم بود نمي دانستم


خال کنج لبت اي قافيه پرداز وجود              مردم چشم ترم بود نمي دانستم


تو گل گلشن ايجادي و نامت همه عمر       ذکر شام و سحرم بود و نمي دانستم


تابرم راه به سرچشمه نور از ظلمات          ياورت راه برم بودنمي دانستم


در دل آتش امواج حوادث همه جا              عشق پاکت سپرم بودنمي دانستم


چه روزهاوچه ماهها


             به بوسهء نگاهها,به چال گونه هاي تو


                      بسي نگين نشانده ام.


               نيازعاشقانه را وعشق شاعرانه را ببين کجا نشانده ام

ماه را گفتم:ماه من کجاست؟     گفت هرشب رودرروي من است


دردل شب هر کجا مهتاب هست     ماه توبازوبه بازوي من است 

+ نوشته شده در 23:59 توسط رضا |


از سال ۱۳۸۴ شروع به نوشتن کردم.تمام ذهنم رو روی کاغذ آوردم.

به خدا شک کردم و با نوشتن شیطان به وبلاگ نویسی رو آوردم.توی این مدت بلا های زیادی سرم آمد که توی پست آخر وبلاگ شیطان کمی توضیح دادم.

کم کم زندگی داشت زیبایی هاش رو بهم نشون می داد که نا گهان ورق برگشت.

بازی زندگی کاملاًعوض شد.

حالا این وبلاگ رو توی این بازی جدید مینویسم.

امیدوارم که این وبلاگ بتونه تنهاییم رو پر کنه.

ازتو دوست عزیز که الآن داری این مطلب رو می خوانی می خوام که برای اون عزیزی که کوتاه وارد زندگیم شد و زود رفت و من رو با دنیایی از ارزوها,رویا ها, حسرت ها تنها گذاشت دعاکنی.

دعاکنی که خوشبخت بشه چون مهم ترین هدف ما آدم ها خوشبخت شدنه.

وقتی که اومد تنها بودم و وقتی که رفت تنها تر شدم چون من رو هم با خودش برد

حالا نمی دونم که چطور خودم رو از این تنهایی نجات بدم.دیگه حتی خودم هم نیستم تا به خودم کمک کنم.استخوانهام زیره فشار لحظه ها داره خورد میشه و صداش تمام دنیام رو ورداشته ولی مریم فکر می کنه این صدا صدای ساز زندگی و به سادگی از کنارش می گذره!

اون عزیز سفر کرده اسمش مریم 

+ نوشته شده در 2:49 توسط رضا |


ازوقتی که رفتی سه روز می گذره.

تو به این وضع عادت کردی؟

من,نه!عادت نکردم.یادت میاد که می گفتی عشق فقط یه حسه!

آره باهات موافقم,فقط یه حسه ولی برای من مثل حسه بینایی می مونه,هیچ وقت نمی پره!!!

من این وبلاگ رو فقط برای تو می نویسم.امید وارم از اینکه آدرس  وبلاگ رو برات فرستادم ناراحت نشی و همیشه این  سایت رو که فقط برای تو می نویسم بخونی!

فکرکنم این کمترین کاری هست که در مقابل عشق من نسبت به خودت انجام میدی.

می دونی مریم بعضی ازحرف هارو نمی شه به زبان آورد حتی توی سکوت هم نمی شه گفت.

توی این وبلاگ می خوام بهت بگم.

می خوام بجای نوشتن توی سررسید,توی این وبلاگ بنویسم تا توهم بخونی.

راستی این کار رو انجام میدی؟؟

فکرکنم انجام بدی,چون با خوندنش چیزی ازت کم نمیشه!دونستن این که تو می خونی  برای قلبم تسکین دهندست.

توی دلت,توی ذهنت بهم قول بده که می خونی , و هربار که می خونی برام تو قسمت نظرات بنویس.

+ نوشته شده در 1:18 توسط رضا |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

برای خرید کتاب شعر "ملودی منهدم"
به کتابفروشی داروک واقع در تقاطع تخت طاووس و لارستان مراجعه کنید.
"سبد نرگس" نایاب و "راه رفتن روی زمین" در دست اقدام است.

رهروي نيالوده
تماشاگري آواره
بگذار ديگران هر چه مي خواهند به او بخندند
او زندگي خود را مي كند
بي هيچ نگاه به ديگران
سراپا شادي.

(یک متن ذن)

علاقه مندیها

بودیسم
موسیقی
ذن
تائو یسم
حمایت از حیوانات
موسیقی
ر یکی
شعر نو
چهره شناسی
سنگ درمانی
تعبیر خواب
موسیقی
خودکشی
----------------------------------------------------------


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

(-(-(-(زیر فواره ی اسمت)-)-)-)
گشت و گذاري در پايتخت ايران ، تهران
(×(×(×(×(×(×(×(×(×(×(×(×(×(تبت )×)×)×)×)×)×)×)×)×)×)×)×)×)
ویپاسانای چند زبانه
فرهنگ نامه بودیسم و ذن
سایت ذن ایران
سایت فارسی بودیسم
(×(×(×(×(×(×(ذن)×)×)×)×)×)×)×)
گفتگوهاي هارمونيك
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آبان 1387

اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386


آرشیو موضوعی

دست نوشته
دل نوشته
خدای بی خدایان


پیوندها

(*(*(خاطرات گم شده ....)*)*)
(-(-(نقاب)-)-)
(*(*(فریاد خاموش)*)*)
(*(دوسسسسست دارم)*)"(*(غزل)*)"
(*(*(دخترتنها....)*)*)
(*(*(آژنس مسافرتی سراغ)*)*)
ღღدو راز عشقღღ
metalpesado
►▓◄ پـــادشاه امــنــیـت و ترفند در وب ►▓◄
darklyrics
centurymedia
vampsin
ღღبزرگ ترین وبلاگ عاشقانهღღ
(*(*(*(بهونه ی من)*)*)*)
§..::جدیدترین موزیک ها::..§ ۞§..::بهترین کلیپ ها::..§۞
(*(*(*(بیاتوتنهایی)*)*)*)
(*(*(*(شبگرد تنها)*)*)*)
(*(*(*(دلکده)*)*)*)
عاشقانه * LOVING
(*(*(*(سینا)*)*)*)
(*(*(*(magic box)*)*)*)
(*(*(*(صحنه سکوت)*)*)*)
(*(*(*(Modern)*)*)*)
دشمن دخترا(حامدهاکان)
گروه وب لاگ های رضاگستر
(*(مرکز پخش فيلتر شکن)*)
(*(*(یک انسان !)*)*)
انجمن حمايت ازحيوانات
(*(*(banoye aseman)*)*)
(*(*(رهگذر )*)*)
(*(*(دنیای بر ریای ما دوتا )*)*)
(*(*(من تنهایم تنهاتر از تنها)*)*)
@ کادو اس ام اس @
(*(*(فرشته معصوم)*)*)
(*(*(بروبكس رپرامارات)*)*)
(*(*(لحظه)*)*)
(*(عاشق دل شکسته و تنها )*)
.*•.(¯`•.غریبه آشنا.•´¯).•*.
(*(*(اگه بری دلواپسم...)*)*)
(*(*(قاطی پاطی)*)*)
(*(*(سرنوشت)*)*)
(*(*(دختری که در یک قبرستان متروکه خاک شده)*)*)
(*(*(يه عشق خاص يه آدم خاص)*)*)
(*(*(من اولین محکومی ام که حسرت عفو ندارد)*)*))
*(زادمهرمهرآفرین ( حسن توکلی ))*
(*(اگه عاشقی بیا اینجا)*)
(*( تیم طراحان حرفه ای قالب وب)*)
(*(*(همه گربه های شاعر)*)*)
(*(*(فقط1عشق)*)*)
(*(*(عکس در عکس متن در متن)*)*) نفيسه ي عزيز
(*(اشعارعاشقانه بين دختروپسروعكس عاشقانه)*)
(*(*(عاشق گم شده)*)*)
(*(*(حرف هاي خودماني)*)*)
(*(*(*(*(*(*(بودا)*)*)*)*)*)*)*)
(*(*(هفت جام نرگس)*)*)
((تفریح+خنده))
(*(*(لحظه)*)*)
(*(*(یه دفتر ساده)*)*)از دوست خوبم (*الین*)
(-(-(مهناز تی تیش مامانی )-)-)
(-(-(بروبكس رپر امارات)-)-)
(*-(*-(اگه عاشقی بیا اینجا )-*)-*)
(-*(-*(دوستت دارمها...آه...چه کوتاهند)-*)-*)
(-(-(نديدم بهاری / محبت ز ياری / دلم غرق خون )-)-)
سوداگران در شكل دوست/بر نارفيقان شرم باد::
(-(-(خرم اباد )-)-)
(-(-(عشق من)-)-)
**تنهاتر از تنهایی**فرزانه ي عزيز*
(-(-(عشق یا هوس؟؟؟)-)-)
(-(-(حلقه هاي كاغذي)-)-)
(-(دست نوشت هاي يكي..)-)
# تيلوري از جنس ممنوعه #


    تعداد بازديدها: