تبليغاتX
حرفهای تنهاییم

مردی بود که زنش را خیلی خیلی دوست داشت

اما آن زن مردش را خیلی خیلی دوست نداشت

صبح که مرد سر کار می رفت

یک دسته هزاری به زن می داد

و نیمه شب که زن به خانه بر می گشت

یک دسته یونجه جلوی مرد می انداخت.

 

از این انشاء نتیجه نمی گیریم که عشق چیز بدیست

بلکه نتیجه می گیریم که عقل چیز خوبی ست.

                                                                             

                                                          از کتاب "راه رفتن روي زمين"

                                                                      (در دست چاپ)

+ نوشته شده در 4:14 توسط رضا |


 با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز
اشعاري که ملاحضه مي کنيد بر گرفته از کتاب "ملودي منهدم " است که در مهر13۸۵ به دست دوستان رسيد.و شامل شعرهاي بين سالهاي۸۰ تا ۸۳ است.
 کتاب را قبل از چاپ سروران گرامی ضيا موحد عبدالکريم سروش اصغر دادبه و مقصود فراستخواه مطالعه کرده نکات سودمندی را ياداور شدندکه از ايشان سپاسگزارم. کتاب"راه رفتن روي زمين"نزديک نشر بود ولی باز هم مجوزم در لحظه ی آخر لقو شدحال این کتاب را به صورتی دیگر منتشر خواهم کرد.قطعا نقد شما سروران بر اين کتاب آرزوي من ونشان شفقت شما بر من است.

رضا(سندباد)

نه شبم نه شب پرستم که حديث خواب گويم

+ نوشته شده در 3:18 توسط رضا |


خون از چشمانش سراريز شده بود.

 تخم يکي از چشمانش در همان دستي بود

 که تا چند لحظه پيش به شانه اش وصل بود ولي اکنون در کنار

همان پايي افتاده بود که زير ريل راه آهن در کنار

 نيم رخ صورتي که نيمش خون شده بود قرار داشت.

با ناله برخواسته بود و مي گفت:

 

 

لبهايم کجاست تا بر مرگ بوسه زنم.

+ نوشته شده در 1:29 توسط رضا |


در غم چه به سر مي برد؟

     در ميان دستان خون آلوده مردي

 

         آنگاه کلاغان تعزيه آمدنم را سرودند.

 

در گور تنهايي خويش آواز ناآشناي زيستن را سر دادم

 

    در بي کرانه برفي عشق دست پا زدم

 

          آنگاه سگان؛زوزه کنان؛تلنگر صد عقربه را براي من سرودند

 

در گور تنهايي خويش موسيقي آشناي مرگ را نواختم

 


          آنگاه مورچگان براي وليمه اي ناخواسته صد شعر سرودند

+ نوشته شده در 0:57 توسط رضا |


در درخشش صبحگاه, قطره هاي اشک بر روي برگها به جا مانده است

و صداي زاري مرغان که همچنان از ديشب در ذهن و گوشم يادآوري مي شود.

اکنون غوغاي ديشب آرام گشته و زندگي دوباره به حالت عادي بازگشته است.

آنگونه که هرکس کار ديروزش را آغاز کرده و مشغول شده است.

بچه ها که دوباره شوق و شور و اشتياق بازي در چهرهايشان موج مي زند

 و خندان مشغول بازي کردن هستند.

همه ي مردان صبح زود براي امرار معاش برخاسته و عازم شده اند.

جمعي از زنان مشغول شستن حياط هستند و آب پاشي حياط  ,

 فضاي خنک و آرامي را به وجود آورده است.

بوي خوبي به مشام مي رسد که گرسنگي ام را دوچندان کرده است.

دختران خانه اکنون بر روي رواق نشسته اند و با پسر ها صحبت مي کنند

هندوانه مي خورند و مي خندند و گويا مرا تمسخر مي کنند.

مدتهاست اينجا خوابيده ام اما کسي نيامده... مهم نيست!..

تنها يک چيز مي خواهم ....

                                   

        *تابوتم را خاک کنيد*

+ نوشته شده در 0:29 توسط رضا |


باید یه اعترافی بکنم:
آره.

 حق با سین یا همون رویا یا کلاْ بچه های سایت هویت علی و نادر بچه های دانشگاه علامه اون هم رشته ی فلسفه ست!    

من ۶سال یا شاید ۷ سال باشه که اومدم سمت فلسفه,با یه سری آدم که توی دنیای حرف کم نمی آوردن و میگن  :(فلسفه به آدم نشون می ده که زندگی بدون کتاب یعنی هیچ)و به دنبال زندگی توی کتابها میگردن آشنا شدم.

من هم زندگی رو توی کتاب خواستم پیدا کنم(همین اواخر مادر مریم همین رو به باد انتقاد گرفته بود و چند باری به سرم زده بود که آدم با کتاب زندگی نمیکنه.زندگی توی کتاب خونه نیست و....)

توی این چند سال فلسفه به من اجازه داد که خدا رو نقد کنم.قرآن رو با استفاده از خودش رد کنم و کار های دیگه که توی وبلاگ قبلیم شیطان کامل به اون اشاره کردم.

هم زمان رو آوردم به سمته هنر.

نقاشی رو شروع کردم نتیجه اون ۳ تا تابلو بود که ۲تاش رو آتیش زدم ویکیش هم هدیه دادم به یه دوست,البته به درخواسته خودش.

رویا راست میگه.

آدم توی نت میتونه خودش رو خلاص کنه!میتونه نقاب نزنه!میتونه خودش باشه!

میتونه داد بزنه انقدر که خالی یه خالی بشه.

ولی من دیگه برام هنجره ای نمونده تا بخوام خودم رو خلاص کنم.توي اين چند روزه يعني از همون روزي كه از عسلويه اومدم يازدهم ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰  خوردم كه ديگه حتي نمي دونم كه چي كار ميكنم يا اينكه كاري كه ميكنم براي چيه!

ديگه مغزم از كار افتاده.

من به مدت 2-3 سال اعتياد آوردم به اكس وn2 و الآن هم 6 ماه هست كه ترك دارم ميكنم.قبلاً هم گفته بودم كه يه بيماري دارم.بيماريم همين بود.توي اين مدت شوك هاي زيادي گرفتم.

اعتياد به خانواده ي مرفين با اعتياد به خانواده ي آمفتامين ها خيلي فرق داره.

مرفين ساكن مي كنه ولي آمفتامين ها يا همون قرص هاي محرك به حركت درت ميارن.

اين حركت توي اين سه سال تمام وجودم رو تموم كرد و ديگه انژي برام نموند تا بخوام با حوادث اين چند ماه مبارزه كنم.

رفتن سيمين به اون شكل...واي

 كه چه بلايي سرم آورد من باسيمين 6سال دوست بودم.عاشقش بودم.رفت و آمد خانوادگي داشتيم همه مارو زن و شوهر حساب مي كردن ولي يه دفه همه چي از بين رفت

توي شوك رفتن سيمين بودم, تا اون موقع دوتا دختر بهم خيانت كرن يكی ناديا بود كه من رو معتاد كرد يكي هم سيمين بود كه.....

داشتم با اين حادثه دست و پنجه نرم ميكردم و يواش يواش خودم رو ترميم ميكردم كه با مريم آشنا شدم.

اومدن مريم همه چيز رو عوض كرد. من يك دفه خودم شدم.

رفتم دنبال كار.به سربازيم ميخواستم ادامه بدم اسم نوشتم دانشگاه و.....

ولي باز اون هم رفت.

الآن ديگه هيچي نيستم به جوز يه آدمي كه ميشينه پاي كيبورد و فقط تايپ ميكنه.

تمام اعتقاداتم رو از دست دادم.روزي كه از مريم خواستگاري كردم بهش گفتم كه اگر جوابت نه باشه من ديگه حتي خودم هم نيستم چون الآن خودم رو توي تو پيدا كرم.

گفت چيزي كه تو مي خواي حق تو!مال تو .

تو,تو,تو بايد خوشبخت بشي!

حالا احتمالاْ خوشبختم

 

+ نوشته شده در 0:39 توسط رضا |


من روزه یک شنبه دارم می آم کرج!

اگر کسی از کرج هست قرارمون سره چهارراه جمهوری از طرفه گوهر دشت

دیگه باید تکلیف روشن بشه!!!!!!!!!!!!

من دیگه خسته شدم.راه میرم خودم پوست موز رو میبینم  و بعدش هم میگم ای بابا بازم باید بخورم زمین

 هر روز هفته به بهانه ی نگین و  yXبه هر دلیلی دلیله خواسته دیگری به علی زنگ میزنه ولی من.................

حالم از خودم بهم میخوره

+ نوشته شده در 19:14 توسط رضا |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

برای خرید کتاب شعر "ملودی منهدم"
به کتابفروشی داروک واقع در تقاطع تخت طاووس و لارستان مراجعه کنید.
"سبد نرگس" نایاب و "راه رفتن روی زمین" در دست اقدام است.

رهروي نيالوده
تماشاگري آواره
بگذار ديگران هر چه مي خواهند به او بخندند
او زندگي خود را مي كند
بي هيچ نگاه به ديگران
سراپا شادي.

(یک متن ذن)

علاقه مندیها

بودیسم
موسیقی
ذن
تائو یسم
حمایت از حیوانات
موسیقی
ر یکی
شعر نو
چهره شناسی
سنگ درمانی
تعبیر خواب
موسیقی
خودکشی
----------------------------------------------------------


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

(-(-(-(زیر فواره ی اسمت)-)-)-)
گشت و گذاري در پايتخت ايران ، تهران
(×(×(×(×(×(×(×(×(×(×(×(×(×(تبت )×)×)×)×)×)×)×)×)×)×)×)×)×)
ویپاسانای چند زبانه
فرهنگ نامه بودیسم و ذن
سایت ذن ایران
سایت فارسی بودیسم
(×(×(×(×(×(×(ذن)×)×)×)×)×)×)×)
گفتگوهاي هارمونيك
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آبان 1387

اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386


آرشیو موضوعی

دست نوشته
دل نوشته
خدای بی خدایان


پیوندها

(*(*(خاطرات گم شده ....)*)*)
(-(-(نقاب)-)-)
(*(*(فریاد خاموش)*)*)
(*(دوسسسسست دارم)*)"(*(غزل)*)"
(*(*(دخترتنها....)*)*)
(*(*(آژنس مسافرتی سراغ)*)*)
ღღدو راز عشقღღ
metalpesado
►▓◄ پـــادشاه امــنــیـت و ترفند در وب ►▓◄
darklyrics
centurymedia
vampsin
ღღبزرگ ترین وبلاگ عاشقانهღღ
(*(*(*(بهونه ی من)*)*)*)
§..::جدیدترین موزیک ها::..§ ۞§..::بهترین کلیپ ها::..§۞
(*(*(*(بیاتوتنهایی)*)*)*)
(*(*(*(شبگرد تنها)*)*)*)
(*(*(*(دلکده)*)*)*)
عاشقانه * LOVING
(*(*(*(سینا)*)*)*)
(*(*(*(magic box)*)*)*)
(*(*(*(صحنه سکوت)*)*)*)
(*(*(*(Modern)*)*)*)
دشمن دخترا(حامدهاکان)
گروه وب لاگ های رضاگستر
(*(مرکز پخش فيلتر شکن)*)
(*(*(یک انسان !)*)*)
انجمن حمايت ازحيوانات
(*(*(banoye aseman)*)*)
(*(*(رهگذر )*)*)
(*(*(دنیای بر ریای ما دوتا )*)*)
(*(*(من تنهایم تنهاتر از تنها)*)*)
@ کادو اس ام اس @
(*(*(فرشته معصوم)*)*)
(*(*(بروبكس رپرامارات)*)*)
(*(*(لحظه)*)*)
(*(عاشق دل شکسته و تنها )*)
.*•.(¯`•.غریبه آشنا.•´¯).•*.
(*(*(اگه بری دلواپسم...)*)*)
(*(*(قاطی پاطی)*)*)
(*(*(سرنوشت)*)*)
(*(*(دختری که در یک قبرستان متروکه خاک شده)*)*)
(*(*(يه عشق خاص يه آدم خاص)*)*)
(*(*(من اولین محکومی ام که حسرت عفو ندارد)*)*))
*(زادمهرمهرآفرین ( حسن توکلی ))*
(*(اگه عاشقی بیا اینجا)*)
(*( تیم طراحان حرفه ای قالب وب)*)
(*(*(همه گربه های شاعر)*)*)
(*(*(فقط1عشق)*)*)
(*(*(عکس در عکس متن در متن)*)*) نفيسه ي عزيز
(*(اشعارعاشقانه بين دختروپسروعكس عاشقانه)*)
(*(*(عاشق گم شده)*)*)
(*(*(حرف هاي خودماني)*)*)
(*(*(*(*(*(*(بودا)*)*)*)*)*)*)*)
(*(*(هفت جام نرگس)*)*)
((تفریح+خنده))
(*(*(لحظه)*)*)
(*(*(یه دفتر ساده)*)*)از دوست خوبم (*الین*)
(-(-(مهناز تی تیش مامانی )-)-)
(-(-(بروبكس رپر امارات)-)-)
(*-(*-(اگه عاشقی بیا اینجا )-*)-*)
(-*(-*(دوستت دارمها...آه...چه کوتاهند)-*)-*)
(-(-(نديدم بهاری / محبت ز ياری / دلم غرق خون )-)-)
سوداگران در شكل دوست/بر نارفيقان شرم باد::
(-(-(خرم اباد )-)-)
(-(-(عشق من)-)-)
**تنهاتر از تنهایی**فرزانه ي عزيز*
(-(-(عشق یا هوس؟؟؟)-)-)
(-(-(حلقه هاي كاغذي)-)-)
(-(دست نوشت هاي يكي..)-)
# تيلوري از جنس ممنوعه #


    تعداد بازديدها: