تبليغاتX
حرفهای تنهاییم


                   چشمهايش به کدامين سوي مي نگرند؟

در نا اميدي عميق و تيره

                  به سياهي پر هايش

در غم زيبايي نداشته

        
         چشمهايش در تاريکي مبهوت زندگي نور درخشان مرگ را مي بيند
     بايد که پر بگشايد

و نور زيبا و درخشان مرگ را

          با تاريکي زشت قفس زندگي تعويض کند

  و آغوش خود را باز کند

           و پيش از آنکه زندگي ناخواسته را نا خواسته از او گيرند

کرامت وجود نابود شده به دست خالق را پس گيرد

           و در شکوه به سوي زيبايي ها پرواز کند

      

               *در زير نور مرگ *

+ نوشته شده در 22:14 توسط رضا |


در درخشش صبحگاه, قطره هاي اشک بر روي برگها به جا مانده است

و صداي زاري مرغان که همچنان از ديشب در ذهن و گوشم يادآوري مي شود.

اکنون غوغاي ديشب آرام گشته و زندگي دوباره به حالت عادي بازگشته است.

آنگونه که هرکس کار ديروزش را آغاز کرده و مشغول شده است.

بچه ها که دوباره شوق و شور و اشتياق بازي در چهرهايشان موج مي زند

 و خندان مشغول بازي کردن هستند.

همه ي مردان صبح زود براي امرار معاش برخاسته و عازم شده اند.

جمعي از زنان مشغول شستن حياط هستند و آب پاشي حياط  ,

 فضاي خنک و آرامي را به وجود آورده است.

بوي خوبي به مشام مي رسد که گرسنگي ام را دوچندان کرده است.

دختران خانه اکنون بر روي رواق نشسته اند و با پسر ها صحبت مي کنند

هندوانه مي خورند و مي خندند و گويا مرا تمسخر مي کنند.

مدتهاست اينجا خوابيده ام اما کسي نيامده... مهم نيست!..

تنها يک چيز مي خواهم ....

                                   

        *تابوتم را خاک کنيد*

+ نوشته شده در 0:29 توسط رضا |


روزی روزه گاری جوانه چوپانی زندکی میکرد.که تمامه فکر و زکرش بر این بود که روزی بتواند گنج  را پیدا کنددر

طی کل داستان اتفاقات متعددی روی داد و آن جوان را مجبور به مبارزه بپرداخت

جوان در بیابان اسیر چند قبیله می شود و آنها اورا فقط به شرط اینکه بگوید عشق چیست نمی کشند.

جوان را به روی کوهی می برند و میگویند تو با استفاده از عشق باید به قله دیگر کوه بروی

جوان با صدای بلند فریاد میزند ((عشق چیست)).از خورشید پرسیدند:عشق چیست؟
خورشید گفت:من نمی دانم,زیرا عشق مثله من نیست, من همیشه  ساکن هستم و از دور نظارگرم!!!!!از باد پرسیدن,    عشق  چیست باد هم گفت که من هم نمی دانم چون من من همیشه در حرکتم ولی میدانم که مثل من نیست و گذرا    از خاک بپرس
از باد رسید  که عشق چیست.باد گفت من هم نمی داننم.
عشق نه مثل من ساکن است و نه مثل باد گذراست و یا مثل خورشید که از دور نظاره گر باش عشق چیست؟

+ نوشته شده در 0:27 توسط رضا |


دیگه کم کم دارم از دست میرم.........

خیلی دلم برات تنگ شده!!!!

راستی اصلاً میدونی دلم تنگ شده یعنی چی؟همش دارم با خودم مبارزه میکنم تا بهت زنگ نزنم..

الآن توی ذهنم من هم انقلاب شده دوروست مثل ۱۵ خرداد,توی ذهنم درگیری بوجود امده دارن لاستیک آتیش می زنن

چچچچچچچچچچچچی کککککککککککاررررررررررررررر کککککککککنم؟

اازبین عدد ۱ یا ۲ یکی رو انتخاب کن..................مریم خانم باشما هستم.............

اگه زنگ زدم نگی چرا و از این جور چیزا.البته دلت رو خوش نکن,زیاد هم خوشحال نشو ,من زنگ بزن نیستم!

بله,زنگ نمیزنم!اصلاً هم اسرار نکن.گفتم اسرار نکن عزیزم,نه مریم خانم خواهش میکنم خواهش نکن,من زنگ بزن نیستم.

این کارا یعنی چی؟یک بار گفتم نه!

من نمی دونم برای چی داری این همه اسرار میکنی؟؟؟؟؟؟

باشه یک کم صبر کن تا من فکرام رو بکنم,شما هم بین ۱ یا۲ یک رو انتخاب بکن تا بعد ببینم که چی میشه.ولی زود تر بگم اگر که نشد ناراحت نشی یا!

ما گفتیم.

+ نوشته شده در 5:4 توسط رضا |


امروز باز هم اتفاق هایی افتاد که باعث شد من یه باره دیگه برم ......

بگذریم,روزه ۴شنبه آخرای شب بود که دیگه نتونستم برای دلم دلیلی بیارم که به مریم زنگ نزن.

من هم مثل اون آقاه که جام زهر رو نوشید,این ریسک رو کردم و به مریم زنگ زدم(البته این به این معنا نیست که مریم نقش جام زهر رو داره نه,این دله منه که توی زندگیم نقش جام زهر رو داره)تا گوشی رو برداشت توی صداش غرق شدم و وقتی به خودم امدم که گوشی رو گذاشته بود.به خاطر سوتی هایی که دادم مریم فهمید که من هستم(البته اول فکرکردکه علی بهش زنگ زده باز هم یاده من نبود)وقتی به علی زنگ زد تازه فهمید اون تماس از سمت من بوده.

خلاصه بعدض یک SMSما با هم صحبت کردیم.وقتی صحبت کردیم فهمیدم که این وبلاگ رو هر روز که آپ می شه می خونه.من باز هم با شنیدنه صداش رفتم توی کما,و یه سری اتفاق های دیگه ای هم افتاد که هم اندازهء این هایی که نوشتم اهمیت داره ولی.......

دلم می سوزد از باغی که می سوزد      نه دیداری,نه بیداری نه دستی بر سریاری

همی آشفته می دارد چنین آشفته بازاری     

تمام عمر هستی رو شکستی            به دل بارپشیمانی ببستی

جوانی را سفر کردیم تا مرگ               نفهمیدیم به دنبال چه هستیم

عجب آشفته بازاریست دنیا             عجب بیهوده تکراریست دنیا

چه رنجی از محبت ها کشیدیم         برهنه تا به تیغستان دویدیم

نگاه آشنا وز این همه چشم            ندیدیم و ندیدیم و ندیدیم

سبک بالان ساحل ها         به روشن خستگان باریست دنیا

مرا در موج حسرت ها رها کرد         عجب یار وفاداریست دنیا

ملال آنچه باید باشدو نیست           عجب فرسوده دیواریست دنیا

عجب خواب پریشانیست دنیا          عجب دریای طوفانیست دنیا

عجب آشفته بازاریست دنیا           عجب بیهوده تکراریست دنیا

                                                                              (قبول داری  مریم

+ نوشته شده در 12:15 توسط رضا |


يه  روزي اسم اين رو گذاشته بودم مريم.الآن بايد اسمش رو چي بزارم.بزارم سزاوار؟

جلوت در نظربود نمي دانستم                   ياد تو در نظرم بود نمي دانستم


خال کنج لبت اي قافيه پرداز وجود              مردم چشم ترم بود نمي دانستم


تو گل گلشن ايجادي و نامت همه عمر       ذکر شام و سحرم بود و نمي دانستم


تابرم راه به سرچشمه نور از ظلمات          ياورت راه برم بودنمي دانستم


در دل آتش امواج حوادث همه جا              عشق پاکت سپرم بودنمي دانستم


چه روزهاوچه ماهها


             به بوسهء نگاهها,به چال گونه هاي تو


                      بسي نگين نشانده ام.


               نيازعاشقانه را وعشق شاعرانه را ببين کجا نشانده ام

ماه را گفتم:ماه من کجاست؟     گفت هرشب رودرروي من است


دردل شب هر کجا مهتاب هست     ماه توبازوبه بازوي من است 

+ نوشته شده در 23:59 توسط رضا |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

برای خرید کتاب شعر "ملودی منهدم"
به کتابفروشی داروک واقع در تقاطع تخت طاووس و لارستان مراجعه کنید.
"سبد نرگس" نایاب و "راه رفتن روی زمین" در دست اقدام است.

رهروي نيالوده
تماشاگري آواره
بگذار ديگران هر چه مي خواهند به او بخندند
او زندگي خود را مي كند
بي هيچ نگاه به ديگران
سراپا شادي.

(یک متن ذن)

علاقه مندیها

بودیسم
موسیقی
ذن
تائو یسم
حمایت از حیوانات
موسیقی
ر یکی
شعر نو
چهره شناسی
سنگ درمانی
تعبیر خواب
موسیقی
خودکشی
----------------------------------------------------------


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

(-(-(-(زیر فواره ی اسمت)-)-)-)
گشت و گذاري در پايتخت ايران ، تهران
(×(×(×(×(×(×(×(×(×(×(×(×(×(تبت )×)×)×)×)×)×)×)×)×)×)×)×)×)
ویپاسانای چند زبانه
فرهنگ نامه بودیسم و ذن
سایت ذن ایران
سایت فارسی بودیسم
(×(×(×(×(×(×(ذن)×)×)×)×)×)×)×)
گفتگوهاي هارمونيك
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آبان 1387

اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386


آرشیو موضوعی

دست نوشته
دل نوشته
خدای بی خدایان


پیوندها

(*(*(خاطرات گم شده ....)*)*)
(-(-(نقاب)-)-)
(*(*(فریاد خاموش)*)*)
(*(دوسسسسست دارم)*)"(*(غزل)*)"
(*(*(دخترتنها....)*)*)
(*(*(آژنس مسافرتی سراغ)*)*)
ღღدو راز عشقღღ
metalpesado
►▓◄ پـــادشاه امــنــیـت و ترفند در وب ►▓◄
darklyrics
centurymedia
vampsin
ღღبزرگ ترین وبلاگ عاشقانهღღ
(*(*(*(بهونه ی من)*)*)*)
§..::جدیدترین موزیک ها::..§ ۞§..::بهترین کلیپ ها::..§۞
(*(*(*(بیاتوتنهایی)*)*)*)
(*(*(*(شبگرد تنها)*)*)*)
(*(*(*(دلکده)*)*)*)
عاشقانه * LOVING
(*(*(*(سینا)*)*)*)
(*(*(*(magic box)*)*)*)
(*(*(*(صحنه سکوت)*)*)*)
(*(*(*(Modern)*)*)*)
دشمن دخترا(حامدهاکان)
گروه وب لاگ های رضاگستر
(*(مرکز پخش فيلتر شکن)*)
(*(*(یک انسان !)*)*)
انجمن حمايت ازحيوانات
(*(*(banoye aseman)*)*)
(*(*(رهگذر )*)*)
(*(*(دنیای بر ریای ما دوتا )*)*)
(*(*(من تنهایم تنهاتر از تنها)*)*)
@ کادو اس ام اس @
(*(*(فرشته معصوم)*)*)
(*(*(بروبكس رپرامارات)*)*)
(*(*(لحظه)*)*)
(*(عاشق دل شکسته و تنها )*)
.*•.(¯`•.غریبه آشنا.•´¯).•*.
(*(*(اگه بری دلواپسم...)*)*)
(*(*(قاطی پاطی)*)*)
(*(*(سرنوشت)*)*)
(*(*(دختری که در یک قبرستان متروکه خاک شده)*)*)
(*(*(يه عشق خاص يه آدم خاص)*)*)
(*(*(من اولین محکومی ام که حسرت عفو ندارد)*)*))
*(زادمهرمهرآفرین ( حسن توکلی ))*
(*(اگه عاشقی بیا اینجا)*)
(*( تیم طراحان حرفه ای قالب وب)*)
(*(*(همه گربه های شاعر)*)*)
(*(*(فقط1عشق)*)*)
(*(*(عکس در عکس متن در متن)*)*) نفيسه ي عزيز
(*(اشعارعاشقانه بين دختروپسروعكس عاشقانه)*)
(*(*(عاشق گم شده)*)*)
(*(*(حرف هاي خودماني)*)*)
(*(*(*(*(*(*(بودا)*)*)*)*)*)*)*)
(*(*(هفت جام نرگس)*)*)
((تفریح+خنده))
(*(*(لحظه)*)*)
(*(*(یه دفتر ساده)*)*)از دوست خوبم (*الین*)
(-(-(مهناز تی تیش مامانی )-)-)
(-(-(بروبكس رپر امارات)-)-)
(*-(*-(اگه عاشقی بیا اینجا )-*)-*)
(-*(-*(دوستت دارمها...آه...چه کوتاهند)-*)-*)
(-(-(نديدم بهاری / محبت ز ياری / دلم غرق خون )-)-)
سوداگران در شكل دوست/بر نارفيقان شرم باد::
(-(-(خرم اباد )-)-)
(-(-(عشق من)-)-)
**تنهاتر از تنهایی**فرزانه ي عزيز*
(-(-(عشق یا هوس؟؟؟)-)-)
(-(-(حلقه هاي كاغذي)-)-)
(-(دست نوشت هاي يكي..)-)
# تيلوري از جنس ممنوعه #


    تعداد بازديدها: