|
|
دوستای عزیزم سلام.ببخشید که این مدت بی خبر رفتم ولی از همه ی شما عزیزان از صمیم قلب متشکرم برای پیام های محبت آمیزی که میزاشدید و میزارید.
با هم برای مریم دعا میکنیم.دعا دعا میکنیم که سالم وسلامت باشه و زود به جمع ما برگرده.آمین اوا هارا هجی ها را چگونه می توان به به ان مرد که گوشهایش را به بهای ناچیز چراغی فروخت نمی دانم! من حرف می زنم و در رقص لبان گوشتی ام اوایی بارور میشود و می توانم در لحظه های رخوتناک یک هما غوشی او را دعوتی کنم به شرابی سرخ می توانم خوابش را قبل از خورشید بدزدم و صدایش کنم/ اسمش رابا تمامی شهوت لبانم از من دنیای نورها وچراغهای الوان را و حرفهایشان را گوشهایم الکن است! چگونه می توانم زیر نور مهتاب-هما غوشی لمس ها_دست ها و داغی شرابی چندساله + نوشته شده در 22:52 توسط رضا |
|